نویسندگان شغل دوم ندارند

در حاشیه اعلام دستمزد پایه فیلمنامه از سوی کانون فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران‌
نویسندگان شغل دوم ندارند


کانون فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران نرخ پایه دستمزد قراردادهای نگارش فیلم‌نامه را در سال ۱۳۹۸ مصوب و اعلام کرد. در این مصوبه نرخ پایه پیشنهادی برای نگارش فیلمنامه‌ سینمایی 80 میلیون تومان، هر قسمت فیلمنامه‌ سریال تلویزیونی 15 میلیون تومان و هر قسمت فیلمنامه‌ سریال شبکه خانگی 30 میلیون تومان اعلام شده است. از یکی از اعضای شورای مرکزی کانون فیلمنامه‌نویسان پرسیده‌ایم چرا این شفاف‌سازی اهمیت دارد؟
آن تصور خوشبینانه‌ای که نسبت به همه نویسندگان سینما وجود دارد، برای نویسندگان وطنی صدق نمی‌کند. ترجمه وطنی فیلمنامه نویس، مفهومی بشدت بومی و اینجایی دارد. به یقین شباهتی با مفهوم حقیقی فیلمنامه نویس ندارد. این ترجمه هیچ ارتباطی با ذات کار نویسندگی نداشته، بلکه ارتباط مستقیمی با محیط و شرایط دارد. فیلمنامه نویس، آنچنانکه هست معنا نمی شود؛ آنچنان که می‌خواهند معنا و ترجمه می‌شود.همچنانکه فیلمنامه نیز ترجمه‌ای خاص و متفاوت از تعریف جهانی و استاندارد آن دارد.
 نویسنده موجودی است مثل همه.در این جغرافیا نفس می‌کشد. شانه به شانه مردم، رنج‌های این روزگار را تجربه می‌کند. نویسندگان جزو کوچکی از جماعتند. نه آنچنان برخوردار از نعمت و نه چنان تهی دست. دستمزدشان، مواجبی ست برای تأمین معاشی حداقلی. به سختی کار می‌کنند. به سختی کار می‌یابند. با موانع و ممیزی مواجه‌اند. با بد سلیقگی و بی‌ذوقی مدام در کلنجارند. زخم می خورند.تحقیر می‌شوند با ندانستگی و کج فهمی. گاه به هیچ گرفته می‌شوند. گاهی تشویق هم می شوند با لوح و تندیسی. اما همچنان می‌نویسند.
کار نویسنده با اندیشه و خیال است. در جواب به ایده‌هایش، ایده نمی‌دهند، حکم می‌کنند، امر می‌شود. نویسنده فرمانبر حکم نیست اما قهرمان هم نیست. ستاره درخشان هیچ سپهری نیست جز بام خیال و خانه خویش. زندگی باید کرد!
 نویسندگان به هر جان کندنی، کار کرده‌اند و می‌کنند. این تنها کاری است که بلدند. دو تابعیتی و دو شغله نیستند. شغل دوم ندارند. نوشتن، مجالی برای پرداختن به امر دیگری نمی‌دهد.
به یاد داشته باشیم که هر اتفاق نو و جریان تازه‌ای که سینمای ایران در این چهار دهه تجربه کرده است، رد پا و نشانه‌ای از خلاقیت نویسنده‌ای در آن نمود دارد. در دهه ۶۰، نیاز، شکل تازه‌ای از سینما را نشان می‌دهد. روابط و مناسبات انسانی طبقات فرو دست و شرافت انسانی را در قالبی دراماتیک روایت می‌کند. نیاز، محصول فکر و اندیشه است. وامدار نویسنده‌ای خلاق است. جدای از پرداخت زیبا، واقعگرایی و ساختار بشدت مستندگونه فیلم شبیه به زندگی است. در این سینما، شخصیت اول، فیلمنامه است و نویسنده طرف اول خوانده می‌شود و نه دوم.هم سطح و به یک میزان با کارگردان در ساخت اثر دخالت خلاق دارد.
اگر در پایان دهه، عروس تصویری یکسره بدیع و تازه از جامعه نشان می‌دهد، اگر فضای خنثی، پروپاگاند سینمای هدایتی - حمایتی را به کناری می زند و توفیق می‌یابد تا جمعیتی انبوه را به سینما بکشاند، به‌دلیل زاویه دید بکر نویسنده‌ای است که تمامی عناصر لازم، برای کار خلاقانه  را در اختیار فیلمسازی باهوش قرار می‌دهد. اگر کمی بعد، لیلی با من است، فضای دل گرفته و خشک یک ژانر مهم را متحول می‌کند نتیجه خلاقیت و ابتکار و جسارت نویسنده‌ای است که با درک درست زمانه، مفهومی متعالی را در قالب کمدی و طنز روایت می‌کند. لیلی با من است، فیلم دیدن را به تجربه‌ای مفرح و شاد و دلپذیر تبدیل کرد. اگر مرد عوضی، به الگوهای یک جنس از سینمای پرطرفدار و استاندارد نزدیک می‌شود و توفیق می‌یابد تا توأمان چند هدف مهم را دنبال کند، نتیجه ذهن بلند پرواز و جسور و جاه طلب نویسنده‌ای است که با جسارت و مهارت به موضوعات و فضاهای تازه ورود می‌کند. اگر در متن رویدادهای ریز و درشت سیاسی و فضایی ملتهب و بشدت جدی، خشک و عاری از شوخی و کاریکاتور، مارمولک با جسارت تمام به حوزه‌ای حساس ورود می‌کند و فیلم را به نمونه‌ای بی‌مثال در نوع خود تبدیل می‌کند، تماماً وامدار ذهن و خلاقیت نویسنده است. ساخت فیلم‌هایی از این دست محصول همراهی دو شخصیت ویژه و خلاقند: نویسنده و کارگردان.
نویسندگان سینمای ایران، در هر دوره تاریخی متناسب با ضروریات روحی روانی جامعه، آثار ماندگاری خلق کرده‌اند.این کار خلاقه در چارچوب وظایف سازمانی یا مدیریت مجموعه‌ای شکل نگرفته است. بلکه تماماً محصول ذوق و خلاقیت فردی است. کار نویسنده همین است. هرگاه، سازمان تولید متأثر از اندیشه و فکر باشد، هرگاه به اندیشه و خرد تکیه داشته، رشد بالندگی و پویایی را به ارمغان آورده است.
 دانایی جزئی از کار نویسندگی است، همه آن نیست. برای نوشتن به تخیل، خلاقیت، ذوق و مهارت نیاز است. به جسارت و سرخوشی و شوخ طبعی هم. نویسنده موجودی چند وجهی است. برای نوشتن مدام باید اندیشه کرد.تجربه کرد. باید زندگی کرد. باید مرگ را، غم را، زنده بودن و شادی، فقرو دارایی، تنهایی و با جمع بودن را تجربه کرد.باید مثل خود زندگی متنوع بود.گاهی شکست خورده و بازنده و گاهی پیروز... اینها بخشی از خصوصیات و روحیات نویسندگان است.
آیا در نظام تولید سینمای ایران، میزان دستمزد نویسندگان متناسب با این خصوصیات است؟ آیا در ساختار نظام سینمایی، در تخصیص منابع و فرصت‌ها، این ویژگی‌ها لحاظ می‌شود؟
به‌گمان من اعلام نرخ دستمزد نویسندگان گام مثبتی برای تثبیت جایگاه حرفه‌ای فیلمنامه‌نویسی است. سینمای ایران، اولین حوزه‌ای است که از این شفاف‌سازی و ثبات، منتفع خواهد شد.
عبدالرضا منجزی

روزنامه ایران / شماره 7123/ تاریخ 12 مرداد ماه سال 1398/ صفحه آخر  
 


چاپ | ارسال به ديگران

نشریه بازار کار

خبرنامه

لطفا جهت عضويت و يا لغو عضويت در خبرنامه الکترونيکی بازارکار، آدرس پست الکترونيک خود را وارد نماييد.

نظرسنجی

به نظرشما کدامیک از گروه رشته های تحصیلی شانس بیشتری برای یافتن فرصت شغلی دارند؟